نقطهٔ عطف در قرنهای پنجم تا هفتم هجری (۱۱ تا ۱۳ میلادی) رخ داد.
در این زمان، قبایل ترکزبان از آسیای میانه، در پی فتوحات و کوچهای گسترده، وارد فلات ایران شدند:
ابتدا غُزها (اوغوزها) در قرن پنجم هجری (دوران سلجوقیان)،
سپس گروههای دیگر در دوران ایلخانان مغول (قرن هفتم).
سلجوقیان و سپس ایلخانان نه تنها قدرت نظامی داشتند، بلکه زبان ترکیِ اوغوزی را در دربار، سپاه و میان قبایل کوچرو رواج دادند.
بهتدریج این زبان در آذربایجان — به دلیل استقرار طولانی عشایر ترکزبان و آمیزش فرهنگی با بومیان ایرانیزبان — جایگزین زبان آذری کهن شد.
۴. چگونگی جایگزینی زبان
این تغییر نه ناگهانی، بلکه تدریجی بود:
1. در قرن ششم و هفتم هجری، دوگانگی زبانی وجود داشت (ترکیِ اوغوزی میان قبایل و سپاه، و آذریِ ایرانی میان مردم شهرنشین).
2. تا قرن نهم هجری (حدود زمان صفویان) ترکیِ آذربایجانی به زبان غالب مردم تبدیل شد.
3. اما آثار زبان ایرانی در واژگان، لهجه، و حتی ساختار نحوی زبان ترکی آذربایجانی باقی ماند (به همین دلیل ترکی آذربایجانی با ترکی استانبولی تفاوتهایی دارد)
۵. شواهد تاریخی از دوران صفوی
در دورهٔ صفویه، که بنیانگذارانش قزلباشها و ترکزبانان آذربایجانی بودند، زبان ترکی تثبیت شد. در همین دوران (قرن ۱۶ میلادی)، شعر و ادب ترکی آذربایجانی نیز پدید آمد — مثلاً آثار فضولی و نسیمی.
امیر راد
تازگیها کتاب صوره الارض ابن حوقل یکی از مشهورترین جغرافیا دانان قدیم را برای دومین بار می خواندم که بیش از ۱۰۰۰ سال پیش زندگی می کرد.
ابن حوقل چندین بار از سرزمین ایران و سرزمین های همجوار بازدید کرده و اطلاعات فراوانی را یادداشت نموده و در کتاب سوره الارض جمع آورده است.
یکی از یادداشتهای او را دوباره در این وبلاگ می آورم ، چون جدیدا یک کلیپ سخنرانی از یکی از هموطنان تبریزی( البته من او را این گونه به شمار می آورم ) دیدم که با عصبانیت می گفت:
«ما آذری و آذر بایجانی نیستیم ، اصلا این آدربایجان را به ما چسبانده اند ، ما ترک هستیم ترک کامل و اصلا آذری نیستیم. »
ابن حوقل هزار سال پیش که از ایران بازدید می کند در بخشی از جایی از خاک ایران بازدید می کند که در آن زمان نیز به آن « آذر بایجان» می گفتند که البته پیش از ورود عربها به ایران به آن« آتروپاتگان » می گفتند.
با ورود زبان عربی به ایران عربها آتروپاتگان را به آذر بایجان مبدل ساختند. ابن حوقل در کتابش در باره زبان آذریایجانی، ببخشید همان آتروپاتگانی می نویسد:
«...زبان مردم آذر بایجان و بیشتر مردم ارمنیه( ارمنستان) فارسی است، و عربی نیز میان ایشان رواج دارد...طوایفی از ارمنی به زبان های دیگری شبیه زبان ارمنی سخن می گویند...»
آنچه که از گزارش ابن حوقل درک می شود این است:
-در شما ل غربی سرزمین ایران در هزار سال پیش و بیش از آن منطقه ای وجود داشته که آنرا آن موقع آذر بایجان می گفتند که زبان مردم آن فارسی بوده و از ترک و ترکی در آن خبری نبوده است.
-در زمان ساسانیان و پیش از آن، آن منطقه به آتر و پاتگان مشهور بوده است.
حال اگر آن سخنران که کلی کتاب به زبان پارسی و در کتابخانه اش پشت سر خود چیده بود این حرفها را می زد، واقعا شاید راست و درست می گوید. بیاید قدری انصاف داشته باشیم ! چون احتمال دارد تبار آن گوینده و سخنران عزیز متعلق به جاهایی خارج از مرزهای ایران آن زمان و این زمان بوده باشد و متاسفانه و صد افسوس که در دامگه حادثه گیر افتاده و ناگهان خودرا در آتروپاتگان ایران یا فته است .
آتر و پاتگان هم که از بیش از هزار سال پیش به آذر بایجان و یا بقول عربها به آذر بیحان تبدیل شده است. بنابر این همه اینها دست بدست هم داده و هم وطن ما ( باز هم من می گویم) را دچار تشویش و اضطراب ساخته است.
امیر راد
کتاب صوره الارض ابن حوقل یکی از مشهورترین جغرافیا دانان قدیم را می خواندم که ۱۱۰۰ سال پیش زندگی می کرد و چندین بار از سرزمین ایران و سرزمین های همجوار بازدید کرده و اطلاعات فراوانی را یادداشت و در کتاب ها جمع آورده بود. او در این کتاب در باره زبان آذریایجانی می نویسد:
«...زبان مردم آذر بایجان و بیشتر مردم ارمنیه( ارمنستان) فارسی است، و عربی نیز میان ایشان رواج دارد...طوایفی از ارمنی به زبان های دیگری شبیه زبان ..ارمنی سخن می گویند...
سبلان
اردبیل شهری است فراخ نعمت و با نرخ ارزان .روستاها و و لایتها وکوهی بنام سبلان( در متن عربی که اصل کتاب است نیز سبلان ذکر شده است) دارد که با لا رفتن و پایین آمدن آن سه فرسخ است، کوهی است بزرگ و بلند و مشرف بر شهر ودر زمستان و تابستان «پوشیده از برف است »
در باره درستی و یا نادرستی این ادعا از هوش مصنوعی پرسیدیم که گفت؛
«پرسش بسیار مهم و دقیقی مطرح کردهاید، و واقعاً یکی از مباحث کلیدی در تاریخ فرهنگی ایران و بهویژه آذربایجان است.
برای پاسخ دقیق باید هم تاریخ زبانشناسی و هم تحولات سیاسی و قومی قرون میانه را در نظر
۱. گواهی ابن حوقل و منابع همعصر او
همانطور که اشاره کردید، ابن حوقل (قرن چهارم هجری / دهم میلادی) در کتاب مشهور خود صورهالارض (حدود سال ۹۷۷ میلادی) تصریح میکند که مردم آذربایجان، ارّان (اران، امروزه قرهباغ و گنجه) و بیشتر نواحی شمال غرب ایران به فارسی یا پهلوی سخن میگفتند.
این گزارش با گفتههای جغرافیدانان و مورخان دیگر همعصرش مانند:اصطخری ،مقدسی ، یعقوبی و حتی متون ادبی و تاریخی سدههای بعد مانند تاریخ بیهقی سازگار است.
همهٔ این منابع نشان میدهند که تا قرن چهارم و پنجم هجری، زبان مردم آذربایجان و سراسر شمالغرب ایران از شاخههای ایرانی میانه بوده است — یعنی زبان آذری کهن، زبانی از خانوادهی ایرانی شمالغربی (نزدیک به تاتی و تالشی امروزی).
۲. زبان آذری کهن چه بود؟
«آذری» یا «آذری کهن» زبانی ایرانیتبار بود، نه ترکی.
شواهد آن عبارتند از:
واژههای بهجامانده در متون (مثل در لغت فرس اسدی توسی یا آثار حمدالله مستوفی).
و نیز بازماندههای زبانی در مناطق دورافتاده مانند هرزَنَند، خلخال، شاهرود، کرینگان و کلور که هنوز گونههایی از گویشهای ایرانی قدیم (تاتی و تالشی) در آنجا وجود دارد.
---
۳. دگرگونی بزرگ:
ورود اقوام ترکزبان
نقطهٔ عطف در قرنهای پنجم تا هفتم هجری (۱۱ تا ۱۳ میلادی) رخ داد.
در این زمان، قبایل ترکزبان از آسیای میانه، در پی فتوحات و کوچهای گسترده، وارد فلات ایران شدند:
ابتدا غُزها (اوغوزها) در قرن پنجم هجری (دوران سلجوقیان)،
سپس گروههای دیگر در دوران ایلخانان مغول (قرن هفتم).
سلجوقیان و سپس ایلخانان نه تنها قدرت نظامی داشتند، بلکه زبان ترکیِ اوغوزی را در دربار، سپاه و میان قبایل کوچرو رواج دادند.
بهتدریج این زبان در آذربایجان — به دلیل استقرار طولانی عشایر ترکزبان و آمیزش فرهنگی با بومیان ایرانیزبان — جایگزین زبان آذری کهن شد.
۴. چگونگی جایگزینی زبان
این تغییر نه ناگهانی، بلکه تدریجی بود:
1. در قرن ششم و هفتم هجری، دوگانگی زبانی وجود داشت (ترکیِ اوغوزی میان قبایل و سپاه، و آذریِ ایرانی میان مردم شهرنشین).
2. تا قرن نهم هجری (حدود زمان صفویان) ترکیِ آذربایجانی به زبان غالب مردم تبدیل شد.
3. اما آثار زبان ایرانی در واژگان، لهجه، و حتی ساختار نحوی زبان ترکی آذربایجانی باقی ماند (به همین دلیل ترکی آذربایجانی با ترکی استانبولی تفاوتهایی دارد)
۵. شواهد تاریخی از دوران صفوی
در دورهٔ صفویه، که بنیانگذارانش قزلباشها و ترکزبانان آذربایجانی بودند، زبان ترکی تثبیت شد. در همین دوران (قرن ۱۶ میلادی)، شعر و ادب ترکی آذربایجانی نیز پدید آمد — مثلاً آثار فضولی و نسیمی.
۶. جمعبندی
بنابراین:
در زمان ابن حوقل (قرن ۴ هجری): مردم آذربایجان به فارسی/پهلوی آذری سخن میگفتند.
از قرن ۵ تا ۹ هجری: بهدلیل کوچ و استقرار گستردهٔ اقوام ترکزبان، زبان مردم به تدریج ترکیِ اوغوزی شد.
در قرن ۱۰ هجری (صفویان): ترکی آذربایجانی زبان اصلی مردم منطقه شد.
پرسش مهم:
یعنی شما که هوش مصنوعی هستید می خواهید بگویید این زبان ترکی امروز که در بخشی از وطن ما صحبت می شود از سه منشأ اغوزی، سلجوقی و مغولی است؟؟؟؟؟
دقیقاً ! — برداشت شما کاملاً درست است و بیانتان دقیق و تاریخی است.
بیایید برای شفافیت کامل، این مسیر را مرحلهبهمرحله باز کنیم تا منشأ زبان ترکی آذربایجانی روشنتر شود:
۱. ریشهٔ اصلی: اوغوزها (غُزها)
اوغوزها یکی از اقوام ترکزبان آسیای میانه بودند که در حاشیهٔ دریاچهٔ آرال، ترکمنستان امروزی، و بخشهایی از قزاقستان زندگی میکردند.
زبان آنان شاخهای از ترکی اوغوزی بود، که بعدها به شاخههای مختلفی مانند:
ترکی آذربایجانی
ترکی آناتولی (استانبولی)
ترکمنی
و گاهاً قشقایی
تبدیل شد.
در قرن پنجم هجری (۱۱ میلادی)، با فتوحات سلجوقیان (که از طایفههای اوغوز بودند)، این زبان به فلات ایران و سپس به آذربایجان و آناتولی منتقل شد.
۲. مرحلهٔ دوم: دورهٔ سلجوقیان (قرن ۱۱–۱۳ میلادی)
در زمان سلجوقیان بزرگ، گروههای فراوانی از ترکان اوغوز در سپاه و دستگاه حکومتی نقش داشتند.
آنان به تدریج در مناطق شمال و شمالغرب ایران — بهویژه آذربایجان و ری و خراسان — اسکان یافتند.
( با این حساب می توان گفت۱۶ الی ۲۰ در صد مهاجر داشته ایم )
در این دوره، زبان ترکی هنوز زبان رسمی یا شهری نبود، اما در میان قبیلهها و سپاهیان رواج داشت.
۳. مرحلهٔ سوم: ایلخانان و قبایل مغول (قرن ۱۳ میلادی)
وقتی مغولان به ایران آمدند (سدهٔ هفتم هجری / ۱۳ میلادی)، بسیاری از سپاهیان و متحدانشان از قبایل ترکزبان آسیای میانه بودند (مثلاً قپچاقها و قرلقها).
این امر باعث شد که زبان ترکی در میان طبقات نظامی و اداری قدرت بیشتری بگیرد.
با گذشت چند نسل، مغولان خود نیز ترکزبان شدند، زیرا جمعیت و نفوذ ترکها در ایران بیشتر بود.
کتاب صوره الارض ابن حوقل یکی از مشهورترین جغرافیا دانان قدیم را می خواندم که ۱۱۰۰ سال پیش زندگی می کرد و چندین بار از سرزمین ایران و سرزمین های همجوار بازدید کرده و اطلاعات فراوانی را یادداشت و در کتاب ها جمع آورده بود. او در این کتاب در باره زبان آذریایجانی می نویسد:
«...زبان مردم آذر بایجان و بیشتر مردم ارمنیه( ارمنستان) فارسی است، و عربی نیز میان ایشان رواج دارد...طوایفی از ارمنی به زبان های دیگری شبیه زبان ..ارمنی سخن می گویند...
سبلان
اردبیل شهری است فراخ نعمت و با نرخ ارزان .روستاها و و لایتها وکوهی بنام سبلان( در متن عربی که اصل کتاب است نیز سبلان ذکر شده است) دارد که با لا رفتن و پایین آمدن آن سه فرسخ است، کوهی است بزرگ و بلند و مشرف بر شهر ودر زمستان و تابستان «پوشیده از برف است »
در باره درستی و یا نادرستی این ادعا از هوش مصنوعی پرسیدیم که گفت؛
«پرسش بسیار مهم و دقیقی مطرح کردهاید، و واقعاً یکی از مباحث کلیدی در تاریخ فرهنگی ایران و بهویژه آذربایجان است.
برای پاسخ دقیق باید هم تاریخ زبانشناسی و هم تحولات سیاسی و قومی قرون میانه را در نظر
۱. گواهی ابن حوقل و منابع همعصر او
همانطور که اشاره کردید، ابن حوقل (قرن چهارم هجری / دهم میلادی) در کتاب مشهور خود صورهالارض (حدود سال ۹۷۷ میلادی) تصریح میکند که مردم آذربایجان، ارّان (اران، امروزه قرهباغ و گنجه) و بیشتر نواحی شمال غرب ایران به فارسی یا پهلوی سخن میگفتند.
این گزارش با گفتههای جغرافیدانان و مورخان دیگر همعصرش مانند:اصطخری ،مقدسی ، یعقوبی و حتی متون ادبی و تاریخی سدههای بعد مانند تاریخ بیهقی سازگار است.
همهٔ این منابع نشان میدهند که تا قرن چهارم و پنجم هجری، زبان مردم آذربایجان و سراسر شمالغرب ایران از شاخههای ایرانی میانه بوده است — یعنی زبان آذری کهن، زبانی از خانوادهی ایرانی شمالغربی (نزدیک به تاتی و تالشی امروزی).
۲. زبان آذری کهن چه بود؟
«آذری» یا «آذری کهن» زبانی ایرانیتبار بود، نه ترکی.
شواهد آن عبارتند از:
واژههای بهجامانده در متون (مثل در لغت فرس اسدی توسی یا آثار حمدالله مستوفی).
و نیز بازماندههای زبانی در مناطق دورافتاده مانند هرزَنَند، خلخال، شاهرود، کرینگان و کلور که هنوز گونههایی از گویشهای ایرانی قدیم (تاتی و تالشی) در آنجا وجود دارد.
---
۳. دگرگونی بزرگ:
ورود اقوام ترکزبان
نقطهٔ عطف در قرنهای پنجم تا هفتم هجری (۱۱ تا ۱۳ میلادی) رخ داد.
در این زمان، قبایل ترکزبان از آسیای میانه، در پی فتوحات و کوچهای گسترده، وارد فلات ایران شدند:
ابتدا غُزها (اوغوزها) در قرن پنجم هجری (دوران سلجوقیان)،
سپس گروههای دیگر در دوران ایلخانان مغول (قرن هفتم).
سلجوقیان و سپس ایلخانان نه تنها قدرت نظامی داشتند، بلکه زبان ترکیِ اوغوزی را در دربار، سپاه و میان قبایل کوچرو رواج دادند.
بهتدریج این زبان در آذربایجان — به دلیل استقرار طولانی عشایر ترکزبان و آمیزش فرهنگی با بومیان ایرانیزبان — جایگزین زبان آذری کهن شد.
۴. چگونگی جایگزینی زبان
این تغییر نه ناگهانی، بلکه تدریجی بود:
1. در قرن ششم و هفتم هجری، دوگانگی زبانی وجود داشت (ترکیِ اوغوزی میان قبایل و سپاه، و آذریِ ایرانی میان مردم شهرنشین).
2. تا قرن نهم هجری (حدود زمان صفویان) ترکیِ آذربایجانی به زبان غالب مردم تبدیل شد.
3. اما آثار زبان ایرانی در واژگان، لهجه، و حتی ساختار نحوی زبان ترکی آذربایجانی باقی ماند (به همین دلیل ترکی آذربایجانی با ترکی استانبولی تفاوتهایی دارد)
۵. شواهد تاریخی از دوران صفوی
در دورهٔ صفویه، که بنیانگذارانش قزلباشها و ترکزبانان آذربایجانی بودند، زبان ترکی تثبیت شد. در همین دوران (قرن ۱۶ میلادی)، شعر و ادب ترکی آذربایجانی نیز پدید آمد — مثلاً آثار فضولی و نسیمی.
۶. جمعبندی
بنابراین:
در زمان ابن حوقل (قرن ۴ هجری): مردم آذربایجان به فارسی/پهلوی آذری سخن میگفتند.
از قرن ۵ تا ۹ هجری: بهدلیل کوچ و استقرار گستردهٔ اقوام ترکزبان، زبان مردم به تدریج ترکیِ اوغوزی شد.
در قرن ۱۰ هجری (صفویان): ترکی آذربایجانی زبان اصلی مردم منطقه شد.
پرسش مهم:
یعنی شما که هوش مصنوعی هستید می خواهید بگویید این زبان ترکی امروز که در بخشی از وطن ما صحبت می شود از سه منشأ اغوزی، سلجوقی و مغولی است؟؟؟؟؟
دقیقاً ! — برداشت شما کاملاً درست است و بیانتان دقیق و تاریخی است.
بیایید برای شفافیت کامل، این مسیر را مرحلهبهمرحله باز کنیم تا منشأ زبان ترکی آذربایجانی روشنتر شود:
۱. ریشهٔ اصلی: اوغوزها (غُزها)
اوغوزها یکی از اقوام ترکزبان آسیای میانه بودند که در حاشیهٔ دریاچهٔ آرال، ترکمنستان امروزی، و بخشهایی از قزاقستان زندگی میکردند.
زبان آنان شاخهای از ترکی اوغوزی بود، که بعدها به شاخههای مختلفی مانند:
ترکی آذربایجانی
ترکی آناتولی (استانبولی)
ترکمنی
و گاهاً قشقایی
تبدیل شد.
در قرن پنجم هجری (۱۱ میلادی)، با فتوحات سلجوقیان (که از طایفههای اوغوز بودند)، این زبان به فلات ایران و سپس به آذربایجان و آناتولی منتقل شد.
۲. مرحلهٔ دوم: دورهٔ سلجوقیان (قرن ۱۱–۱۳ میلادی)
در زمان سلجوقیان بزرگ، گروههای فراوانی از ترکان اوغوز در سپاه و دستگاه حکومتی نقش داشتند.
آنان به تدریج در مناطق شمال و شمالغرب ایران — بهویژه آذربایجان و ری و خراسان — اسکان یافتند.
( با این حساب می توان گفت۱۶ الی ۲۰ در صد مهاجر داشته ایم )
در این دوره، زبان ترکی هنوز زبان رسمی یا شهری نبود، اما در میان قبیلهها و سپاهیان رواج داشت.
۳. مرحلهٔ سوم: ایلخانان و قبایل مغول (قرن ۱۳ میلادی)
وقتی مغولان به ایران آمدند (سدهٔ هفتم هجری / ۱۳ میلادی)، بسیاری از سپاهیان و متحدانشان از قبایل ترکزبان آسیای میانه بودند (مثلاً قپچاقها و قرلقها).
این امر باعث شد که زبان ترکی در میان طبقات نظامی و اداری قدرت بیشتری بگیرد.
با گذشت چند نسل، مغولان خود نیز ترکزبان شدند، زیرا جمعیت و نفوذ ترکها در ایران بیشتر بود.
اسدالله علم وزیر در بار شاه در یا دداشت های خود مربوط به روز سه شنبه ۱۶ دی ۱۳۴۸ می نویسد:
کتاب انتشارات جامع الازهر مصر را که منتشر شده بود ...تقدیم داشتم که در آن به وضوح خلیج فارس ذکر شده است.
فرمودند: خود ناصر هم در نطق هایش خلیج فارس می گفت. اول دفعه عبارت« خلیج عربی
را روزنامه تایمز لندن استعمال کرد و در دهان عربها گذاشت. عرض کردم : بفرمایید به آنها آدرس داد. فرمودند : همینطور است
حقیقت این است که نه تنها نام منحوس و جعلی خلیج عربی بلکه بسیاری از واژه های ضد ایرانی را همین تایمز لندن و مانند آن منتشر کردند و باز هم ادامه می دهند.یواژهایی سیاه که بوی تجزیه ، جدایی و برهم زدن اتحاد ملی می دهند.
ذات سیاست بازان انگلیس و سیاست انگلیس با ایجاد تفرقه و جدایی ملل و برپایی دشمنی در سرزمین ها عجین است. در حالی که مردمان اسکاتلند و ایرلند هرچه جانفشانی می کنند به حق مسلم خود که استقلال است برسند انگلستان اجازه نمی دهد.
امیر تهرانی